واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

die Krankenkasse

اسم · جمع: Krankenkassen

بیمهٔ درمانی

در داستان‌ها

»Der Arbeitsunfall muss gemeldet werden, damit die Krankenkasse zahlt.«

«حادثهٔ کاری باید گزارش شود، تا بیمهٔ درمانی پرداخت کند.»

Bitte vergiss nichts (سطح B1)