die Krankenkasse
بیمهٔ درمانی
در داستانها
»Der Arbeitsunfall muss gemeldet werden, damit die Krankenkasse zahlt.«
«حادثهٔ کاری باید گزارش شود، تا بیمهٔ درمانی پرداخت کند.»
واژههای مرتبط
in در · am در (an + dem) · haben داشتن · sagen گفتن · sein بودن · und و · abhaken تیک زدن · der Arbeitsunfall حادثهٔ کاری · aufladen شارژ کردن · der Aufzug آسانسور · auspacken خالی کردن (کیف) · außer جز