واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

die Krücke

اسم · جمع: Krücken

عصای زیر بغل

در داستان‌ها

Sie werden in drei Wochen ohne Krücken gehen.

شما تا سه هفتهٔ دیگر بدون عصا راه خواهید رفت.

Es geht aufwärts (سطح B1)

Auf dem Weg zum Auto ging er langsam, mit Krücken, aber er ging.

در راه به سمت ماشین او آهسته راه می‌رفت، با عصا، اما راه می‌رفت.

Es geht aufwärts (سطح B1)