واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

malen

فعل

malt, malte, hat gemalt

نقاشی کردن، کشیدن

در داستان‌ها

»Das hat mein Vater gemalt«, sagt Mina.

«این را پدرم کشیده است»، مینا می‌گوید.

Wo ist Zafran? (سطح A2)