واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Narkose

اسم · جمع: Narkosen · B1

بیهوشی

در داستان‌ها

Er hatte Angst vor der Narkose, aber er sagte nichts.

او از بیهوشی می‌ترسید، اما چیزی نگفت.

Es geht aufwärts (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

hinauf به بالا · die Hüfte لگن · der Knöchel مچ پا · der Krankenwagen آمبولانس · krankschreiben مرخصی استعلاجی دادن · die Krücke عصای زیر بغل · das Medikament دارو · die Notaufnahme اورژانس بیمارستان · der Notruf شمارهٔ اورژانس، تماس اضطراری · die Notrufzentrale مرکز اورژانس · die Operation عمل جراحی · operieren عمل کردن