واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

die Narkose

اسم · جمع: Narkosen

بیهوشی

در داستان‌ها

Er hatte Angst vor der Narkose, aber er sagte nichts.

او از بیهوشی می‌ترسید، اما چیزی نگفت.

Es geht aufwärts (سطح B1)