واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

die Nudel

اسم · جمع: Nudeln

ماکارونی، رشته

در داستان‌ها

Deswegen kochte sie selten, und wenn, dann Nudeln oder ein Fertiggericht.

به همین دلیل او کم آشپزی می‌کرد، و اگر هم می‌کرد، فقط ماکارونی یا یک غذای آماده.

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)