die Nudel
ماکارونی، رشته
در داستانها
Deswegen kochte sie selten, und wenn, dann Nudeln oder ein Fertiggericht.
به همین دلیل او کم آشپزی میکرد، و اگر هم میکرد، فقط ماکارونی یا یک غذای آماده.
واژههای مرتبط
damals آن زمان · deshalb برای همین · der Dezember دسامبر · der Herbst پاییز · das Obst میوه · perfekt بینقص · selten بهندرت · anders متفاوت · besser بهتر · darauf روی آن؛ به آن، منتظر آن · sondern بلکه · gerade الان؛ تازه