واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

der Schmerz

اسم · جمع: Schmerzen · B2

درد

در داستان‌ها

Er ging sogar wieder zur Arbeit, ohne den Fuß richtig zu schonen, sodass er abends oft Schmerzen hatte.

او حتی دوباره سر کار رفت، بدون اینکه از پایش درست مراقبت کند، طوری که شب‌ها اغلب درد داشت.

Schritt für Schritt (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

sehr بسیار · sehen دیدن · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · müssen باید، مجبور بودن · so این‌طور، چنین؛ چه (تعجب) · wieder دوباره · das Haus ساختمان، خانه · die Woche هفته · nach به (مقصد)؛ برای · der Tag روز · können توانستن · zu به؛ (نشانهٔ مصدر)