واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

schwimmen

فعل · A2

schwimmt, schwamm, ist geschwommen

شنا کردن

در داستان‌ها

Sara fragt: »Weißt du, ob wir hier schwimmen können?«

سارا می‌پرسد: «می‌دانی که آیا ما اینجا می‌توانیم شنا کنیم؟»

Wenn die Sonne scheint (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

müde خسته · essen خوردن · früh زود، قبلاً · möchten خواستن (مؤدبانه)، میل داشتن · bleiben ماندن · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · hier اینجا · die Uhr ساعت · bekommen دریافت کردن · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · der Mann شوهر؛ مرد · der Samstag شنبه