واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

schwimmen

فعل

schwimmt, schwamm, ist geschwommen

شنا کردن

در داستان‌ها

Sara fragt: »Weißt du, ob wir hier schwimmen können?«

سارا می‌پرسد: «می‌دانی که آیا ما اینجا می‌توانیم شنا کنیم؟»

Wenn die Sonne scheint (سطح A2)