واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

verlieren

فعل · B2

verliert, verlor, hat verloren

گم کردن، از دست دادن

در داستان‌ها

Was abgegeben werde, sagte sie gern, sei selten das, was tatsächlich verloren gehe.

او با میل می‌گفت، آنچه تحویل داده می‌شود، به‌ندرت همان چیزی است که واقعاً گم می‌شود.

Das Fundbüro (سطح B2)

Er habe etwas verloren, sagte er, aber er wisse nicht, was.

او چیزی را گم کرده است، او گفت، اما او نمی‌داند چه چیزی.

Das Fundbüro (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

schreiben نوشتن · liegen قرار داشتن، بودن · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · sehr بسیار · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · wollen خواستن · arbeiten کار کردن · sehen دیدن · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر