واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

verlieren

فعل

verliert, verlor, hat verloren

گم کردن، از دست دادن

در داستان‌ها

Was abgegeben werde, sagte sie gern, sei selten das, was tatsächlich verloren gehe.

او با میل می‌گفت، آنچه تحویل داده می‌شود، به‌ندرت همان چیزی است که واقعاً گم می‌شود.

Das Fundbüro (سطح B2)

Er habe etwas verloren, sagte er, aber er wisse nicht, was.

او چیزی را گم کرده است، او گفت، اما او نمی‌داند چه چیزی.

Das Fundbüro (سطح B2)