واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

warnen

فعل

warnt, warnte, hat gewarnt

هشدار دادن، برحذر داشتن

در داستان‌ها

»Und wer hätte mich dann vor Herrn Weber gewarnt

«و آن‌وقت چه کسی مرا از آقای وبر برحذر می‌داشت؟»

Was wäre gewesen, wenn … (سطح B2)