واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

warnen

فعل · B2

warnt, warnte, hat gewarnt

هشدار دادن، برحذر داشتن

در داستان‌ها

»Und wer hätte mich dann vor Herrn Weber gewarnt?«

«و آن‌وقت چه کسی مرا از آقای وبر برحذر می‌داشت؟»

Was wäre gewesen, wenn … (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

komisch عجیب · rühren هم زدن · sich vorstellen تصور کردن · das Stipendium بورسیه · um به اندازهٔ (در مقایسه) · die Vergangenheit گذشته · verzweifelt ناامید، درمانده · wiedersehen دوباره دیدن · entscheiden تصمیم گرفتن · das Gespräch گفت‌وگو · hinschauen نگاه کردن (با دقت) · merken متوجه شدن