woanders
جای دیگر
در داستانها
»Siehst du, Oma«, sagte Lea, »es ist, als hättest du nie woanders gewohnt.«
«دیدی، مامانبزرگ»، لئا گفت، «اینطور است که انگار تو هیچوقت جای دیگری زندگی نکردهای.»
جای دیگر
»Siehst du, Oma«, sagte Lea, »es ist, als hättest du nie woanders gewohnt.«
«دیدی، مامانبزرگ»، لئا گفت، «اینطور است که انگار تو هیچوقت جای دیگری زندگی نکردهای.»