واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

zum Glück

اصطلاح

خوشبختانه

در داستان‌ها

Den Ausweis hatte sie zum Glück schon am Abend in die Tasche gelegt.

خوشبختانه کارت شناسایی را از شب قبل در کیفش گذاشته بود.

Der Tag der Prüfung (سطح B1)