zum Glück
خوشبختانه
در داستانها
Den Ausweis hatte sie zum Glück schon am Abend in die Tasche gelegt.
خوشبختانه کارت شناسایی را از شب قبل در کیفش گذاشته بود.
واژههای مرتبط
nachdem بعد از اینکه · die Prüferin ممتحن (زن) · die Serie سریال؛ سری · zu Fuß پیاده · die Deutschprüfung امتحان آلمانی · durchatmen نفس عمیق کشیدن · schließen بستن، تعطیل کردن · tief عمیق · die Übung تمرین · verlassen ترک کردن، بیرون رفتن از · bestehen قبول شدن (در امتحان) · zweimal دو بار