zuwider
ناخوشایند، بیزارکننده
در داستانها
Sie hätte darüber ein Buch schreiben können, wenn ihr das Reden über sich selbst nicht so zuwider gewesen wäre.
او میتوانست دربارهٔ آن کتابی بنویسد، اگر حرف زدن دربارهٔ خودش اینقدر برایش ناخوشایند نبود.
واژههای مرتبط
ohne بدونِ؛ بدون · gern با علاقه، با میل · nächst بعدی، آینده · hier اینجا · wenn اگر، وقتی که · wissen دانستن · der Mann شوهر؛ مرد · schreiben نوشتن · liegen قرار داشتن، بودن · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · sehr بسیار · als بهعنوانِ؛ وقتی که