واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

zuwider

صفت

ناخوشایند، بیزارکننده

در داستان‌ها

Sie hätte darüber ein Buch schreiben können, wenn ihr das Reden über sich selbst nicht so zuwider gewesen wäre.

او می‌توانست دربارهٔ آن کتابی بنویسد، اگر حرف زدن دربارهٔ خودش این‌قدر برایش ناخوشایند نبود.

Das Fundbüro (سطح B2)