der Braten
کباب، گوشت بریان
در داستانها
Der Braten kam in den Ofen, und die Küche roch nach Sonntag.
کباب به فر رفت، و آشپزخانه بوی یکشنبه میداد.
»Sofern der Braten schmeckt, bin ich überall zu Hause.«
«به شرط اینکه کباب خوشمزه باشد، من همهجا در خانهٔ خودم هستم.»
واژههای مرتبط
besser بهتر · darauf روی آن؛ به آن، منتظر آن · das Erdgeschoss طبقهٔ همکف · sondern بلکه · kaum تقریباً نه، بهندرت · gerade الان؛ تازه · leben زندگی کردن · prüfen بررسی کردن · eigen خودِ، مالِ خود · früher قدیمها، سابقاً · nicken سر تکان دادن · zuhören گوش دادن