der Braten
کباب، گوشت بریان
در داستانها
Der Braten kam in den Ofen, und die Küche roch nach Sonntag.
کباب به فر رفت، و آشپزخانه بوی یکشنبه میداد.
»Sofern der Braten schmeckt, bin ich überall zu Hause.«
«به شرط اینکه کباب خوشمزه باشد، من همهجا در خانهٔ خودم هستم.»