dürfen
darf, durfte, hat gedurft
اجازه داشتن
در داستانها
»Aber Sie dürfen zwei Wochen nichts Schweres tragen.
«اما شما دو هفته هیچ چیز سنگینی نباید بلند کنید.
»Darf ich am Samstag Fußball spielen?«, fragt Lukas.
«اجازه دارم شنبه فوتبال بازی کنم؟»، لوکاس میپرسد.
»Nein, das dürfen Sie nicht«, sagt Frau Yazdi.
«نه، این کار را نباید بکنید»، خانم یزدی میگوید.
»Und ich darf keinen Fußball spielen.«
«و من اجازه ندارم فوتبال بازی کنم.»
Am Samstag darf er wieder Fußball spielen.
شنبه او دوباره اجازه دارد فوتبال بازی کند.
»Da dürfen die Frauen nicht arbeiten, oder?«
«آنجا زنها اجازه ندارند کار کنند، نه؟»