واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

falsch

صفت · B1

اشتباه، نادرست

در داستان‌ها

Sie nannte ihre Kundennummer und wollte die Lieferung reklamieren: Nicht die Marke war falsch, sondern das Modell.

او شمارهٔ مشتری‌اش را گفت و می‌خواست از تحویل شکایت کند: نه برند اشتباه بود، بلکه مدل.

Die falsche Kaffeemaschine (سطح B1)

Der junge Mann sah lange in den Karton, ohne etwas anzufassen, als könnte ihm die falsche Wahl den ganzen Abend verderben.

مرد جوان مدتی طولانی درون جعبه نگاه کرد، بی‌آنکه چیزی را لمس کند، انگار انتخاب اشتباه می‌توانست تمام شب را برایش خراب کند.

Das Fundbüro (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

haben داشتن · sagen گفتن · sein بودن · und و · der Anhang پیوست · der Aufkleber برچسب · ausdrucken چاپ کردن · der Beleg رسید، مدرک · benutzen استفاده کردن · die Bestellung سفارش · der Betrag مبلغ · betreffen مربوط بودن به