gefallen
gefällt, gefiel, hat gefallen
خوش آمدن، پسندیدن
در داستانها
»Gefällt dir der Schal?«
«از این شال خوشت میآید؟»
»Nein, er gefällt mir nicht.
«نه، از آن خوشم نمیآید.
»Die Kanne gefällt mir sehr!
«از این قوری خیلی خوشم میآید!
Später schreibt Samira Lukas eine Nachricht: »Das Geschenk gefällt ihr sehr.
بعد سمیرا برای لوکاس یک پیام مینویسد: «او از هدیه خیلی خوشش میآید.
»Mir gefällt Bonn sehr«, sagt der Vater.
«از بن خیلی خوشم میآید»، پدر میگوید.
Am Flughafen fragt Mina: »Papa, was hat dir in Deutschland am besten gefallen?«
در فرودگاه مینا میپرسد: «بابا، در آلمان از چه چیزی بیشتر از همه خوشت آمد؟»