واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

heiß

صفت

داغ

در داستان‌ها

Der Tee ist heiß.

چای داغ است.

Die neue Wohnung (سطح A1)

Jetzt mach die Pfanne heiß.

حالا ماهیتابه را داغ کن.

Kuku Sabzi für alle (سطح A1)