der Hof
مزرعه، حیاط
در داستانها
Frau Berger interessierte sich sofort für das Gemüse vom Hof, während sie den Zettel las.
خانم برگر همانطور که او یادداشت را میخواند، فوراً به سبزیجات آن مزرعه علاقهمند شد.
Darin lagen Karotten mit Erde, Äpfel und ein Zettel: »Diese Woche vom Hof Meyer.
داخل آن هویج با خاک، سیب و یادداشتی بود: « این هفته از مزرعهٔ مایر.
Da wusste sie, dass sie sich den Namen des Hofes merken würde.
آن وقت او دانست که او نام آن مزرعه را به خاطر خواهد سپرد.
Der Hof lag eine Stunde von der Stadt entfernt.
مزرعه یک ساعت از شهر فاصله داشت.
Selin fragte, warum der Hof ökologisch arbeitete.
سلین پرسید، چرا مزرعه ارگانیک کار میکند.