واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

das Ladekabel

اسم · جمع: Ladekabel

کابل شارژ

در داستان‌ها

Sie brachte Obst, Kopfhörer und das Ladekabel.

او میوه، هدفون و کابل شارژ آورد.

Es geht aufwärts (سطح B1)

Jonas brauchte das Ladekabel, um sein Handy aufzuladen.

یوناس کابل شارژ را لازم داشت، تا گوشی‌اش را شارژ کند.

Bitte vergiss nichts (سطح B1)