واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

längst

قید

مدت‌ها پیش

در داستان‌ها

Sie sollte 189 Euro für eine Kaffeemaschine zahlen, die sie längst zurückgeschickt hatte.

او باید ۱۸۹ یورو برای قهوه‌سازی می‌پرداخت که او مدت‌ها پیش پس فرستاده بود.

Die falsche Kaffeemaschine (سطح B1)

Seine neue Wohnung war klein, aber hell, und er fühlte sich dort längst zu Hause.

خانهٔ تازه‌اش کوچک، اما روشن بود، و او مدت‌ها بود که آنجا احساس می‌کرد در خانهٔ خودش است.

Was wäre gewesen, wenn … (سطح B2)