واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

lieb

صفت

مهربان، دوست‌داشتنی

در داستان‌ها

»Er ist lieb.

«او مهربان است.

Armans Geburtstag (سطح A1)

»Liebe Gäste«, begann sie, »vor drei Jahren kam ich nach Deutschland, ohne je Deutsch gelernt zu haben.

«مهمانان عزیز»، او شروع کرد، «سه سال پیش من بدون اینکه هرگز آلمانی یاد گرفته باشم به آلمان آمدم.

Ein Jahr später (سطح B2)