واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Musik

اسم · B1

موسیقی

در داستان‌ها

Er wollte die Kopfhörer, um im Zimmer Musik zu hören, ohne den Nachbarn zu stören.

او هدفون را می‌خواست، تا در اتاق موسیقی گوش کند، بدون اینکه همسایه را اذیت کند.

Bitte vergiss nichts (سطح B1)

Farah las den Satz laut vor, und diesmal klang das Behördendeutsch wie Musik.

فرح جمله را بلند خواند، و این بار آلمانیِ اداری مثل موسیقی به گوشش آمد.

Die Anerkennung (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

beruhigen آرام کردن · der Blutdruck فشار خون · die Bürste برس · die Chirurgie جراحی · das Handtuch حوله · hart سخت · die Information اطلاعات (باجه) · die Klinik کلینیک · das Krankenhaus بیمارستان · das Krankenhausessen غذای بیمارستان · die Krankenkasse بیمهٔ درمانی · melden گزارش کردن