واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

die Musik

اسم

موسیقی

در داستان‌ها

Er wollte die Kopfhörer, um im Zimmer Musik zu hören, ohne den Nachbarn zu stören.

او هدفون را می‌خواست، تا در اتاق موسیقی گوش کند، بدون اینکه همسایه را اذیت کند.

Bitte vergiss nichts (سطح B1)

Farah las den Satz laut vor, und diesmal klang das Behördendeutsch wie Musik.

فرح جمله را بلند خواند، و این بار آلمانیِ اداری مثل موسیقی به گوشش آمد.

Die Anerkennung (سطح B2)