همهٔ داستان‌ها

Die Anerkennung

داستان کوتاه آلمانی · سطح B2 (متوسط رو به بالا) · 2 دقیقه · نکتهٔ گرامری: اسم‌سازی: سبک اسمی نامه‌های اداری

فرح داروساز است و می‌خواهد در آلمان کار کند، اما اول مدرکش باید به رسمیت شناخته شود. همسایه‌اش نامه‌های اداریِ پر از اسم را برایش ساده می‌کند. داستانی برای سطح B2.

Nach ihrer Deutschprüfung wollte Farah endlich wieder als Apothekerin arbeiten. In Bandar Abbas hatte sie acht Jahre in einer Apotheke gearbeitet. Doch in Deutschland musste ihr Abschluss zuerst anerkannt werden.

بعد از امتحان آلمانی‌اش فرح می‌خواست بالاخره دوباره به‌عنوان داروساز کار کند. در بندرعباس او هشت سال در یک داروخانه کار کرده بود. اما در آلمان مدرکش اول باید به رسمیت شناخته می‌شد.

Im März kam der erste Brief der Behörde. Farah las ihn dreimal. »Zur Prüfung Ihres Antrags auf Anerkennung ist die Vorlage folgender Unterlagen erforderlich«, stand dort. Darunter folgte eine lange Liste.

در ماه مارس اولین نامهٔ اداره رسید. فرح آن را سه بار خواند. «برای بررسی درخواست شما برای ارزشیابی، ارائهٔ مدارک زیر لازم است»، آنجا نوشته بود. زیرش یک فهرست بلند آمده بود.

Sie zeigte den Brief ihrer Nachbarin Frau Lorenz, die früher bei der Stadt gearbeitet hatte. »Das ist Behördendeutsch«, lachte Frau Lorenz. »Man schreibt nicht: Wir prüfen Ihren Antrag. Man schreibt: die Prüfung Ihres Antrags. Aus Verben werden Nomen.« Dann übersetzte sie den Satz: »Sie müssen diese Papiere schicken, damit wir Ihren Antrag prüfen können.«

او نامه را به همسایه‌اش خانم لورنتس نشان داد، که قبلاً در شهرداری کار کرده بود. «این آلمانیِ اداری است»، خانم لورنتس خندید. «نمی‌نویسند: ما درخواست شما را بررسی می‌کنیم. می‌نویسند: بررسی درخواست شما. از فعل‌ها اسم ساخته می‌شود.» بعد او جمله را ترجمه کرد: «شما باید این کاغذها را بفرستید، تا ما بتوانیم درخواستتان را بررسی کنیم.»

Also sammelte Farah ihre Unterlagen: die Übersetzung ihres Diploms, den Nachweis über ihre Berufserfahrung und die Bestätigung ihrer Deutschkenntnisse. Allein die Beglaubigung der Kopien kostete sie einen ganzen Vormittag.

پس فرح مدارکش را جمع کرد: ترجمهٔ مدرک تحصیلی‌اش، گواهی سابقهٔ کارش و تأییدیهٔ مهارت آلمانی‌اش. فقط تأیید رسمی کپی‌ها یک صبح کامل وقتش را گرفت.

Im Juni kam der zweite Brief. »Nach Prüfung der eingereichten Unterlagen wurden wesentliche Unterschiede festgestellt. Zum Ausgleich ist die Teilnahme an einer Kenntnisprüfung erforderlich.« Farah seufzte. Diesmal verstand sie den Satz allein: Weil ihre Ausbildung anders gewesen war, musste sie noch eine Prüfung machen.

در ماه ژوئن نامهٔ دوم رسید. «پس از بررسی مدارک ارسال‌شده، تفاوت‌های اساسی مشخص شد. برای جبران آن، شرکت در یک آزمون دانش تخصصی لازم است.» فرح آه کشید. این بار او جمله را خودش فهمید: چون تحصیلاتش متفاوت بود، باید یک امتحان دیگر هم می‌داد.

Die Vorbereitung auf die Prüfung dauerte ein halbes Jahr. Im Januar bestand sie. Als der letzte Brief kam, musste Frau Lorenz nichts mehr übersetzen. »Hiermit wird Ihnen die Erlaubnis zur Ausübung des Berufs als Apothekerin erteilt.« Farah las den Satz laut vor, und diesmal klang das Behördendeutsch wie Musik.

آمادگی برای امتحان شش ماه طول کشید. در ژانویه او قبول شد. وقتی آخرین نامه رسید، خانم لورنتس دیگر لازم نبود چیزی ترجمه کند. «بدین‌وسیله اجازهٔ اشتغال به حرفهٔ داروسازی به شما داده می‌شود.» فرح جمله را بلند خواند، و این بار آلمانیِ اداری مثل موسیقی به گوشش آمد.

واژه‌های این داستان

nach به (مقصد)؛ برای · die Deutschprüfung امتحان آلمانی · wollen خواستن · endlich بالاخره، سرانجام · wieder دوباره · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · die Apothekerin داروساز (زن) · arbeiten کار کردن · in در · haben داشتن · das Jahr سال · die Apotheke داروخانه · doch که (تأکید) · müssen باید، مجبور بودن · der Abschluss مدرک تحصیلی؛ پایان · zuerst اول · anerkennen به رسمیت شناختن · werden فعل کمکی مجهول (می‌شود، شد) · im در (in + dem) · der März مارس · kommen آمدن · der Brief نامه · die Behörde اداره (دولتی) · lesen خواندن · dreimal سه بار · zur به (zu + der) · die Prüfung امتحان · der Antrag درخواست (رسمی) · auf روی؛ برای (منتظر) · die Anerkennung به رسمیت شناختن، ارزشیابی · sein بودن · die Vorlage ارائه؛ نمونه · folgend زیر، بعدی · die Unterlagen مدارک · erforderlich لازم · der Stand غرفه · dort آنجا · darunter زیر آن · folgen آمدن (بعد از)؛ دنبال کردن · lange مدت زیادی · die Liste فهرست · zeigen نشان دادن · die Nachbarin همسایه (زن) · die Frau خانم؛ زن · früher قدیم‌ها، سابقاً · bei نزدِ، در · die Stadt شهر · das Behördendeutsch آلمانیِ اداری · lachen خندیدن · schreiben نوشتن · nicht نه · prüfen بررسی کردن · aus از، اهلِ · das Verb فعل · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · das Nomen اسم · dann بعد · übersetzen ترجمه کردن · der Satz جمله · das Papier مدرک، کاغذ · schicken فرستادن · damit تا اینکه، برای اینکه · können توانستن · also پس، بنابراین · sammeln جمع کردن · die Übersetzung ترجمه · das Diplom مدرک تحصیلی، دیپلم · der Nachweis مدرک، گواهی · über دربارهٔ، از · die Berufserfahrung سابقهٔ کار · und و · die Bestätigung تأییدیه · die Deutschkenntnisse مهارت زبان آلمانی · allein تنها · die Beglaubigung تأیید رسمی (کپی) · die Kopie کپی · kosten قیمت داشتن · ganz تمام، کامل · der Vormittag پیش از ظهر · der Juni ژوئن · einreichen ارائه دادن (مدارک) · wesentlich اساسی، مهم · der Unterschied تفاوت · feststellen مشخص کردن، متوجه شدن · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · der Ausgleich جبران، تعادل · die Teilnahme شرکت، حضور · an در، به · die Kenntnisprüfung آزمون دانش تخصصی · seufzen آه کشیدن · diesmal این بار · verstehen فهمیدن · weil چون · die Ausbildung دورهٔ آموزشی، کارآموزی · anders متفاوت · noch هنوز · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · die Vorbereitung آمادگی · dauern طول کشیدن · halb نیم · der Januar ژانویه · bestehen قبول شدن (در امتحان) · letzt گذشته؛ آخرین · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · hiermit بدین‌وسیله · die Erlaubnis اجازه، مجوز · die Ausübung اشتغال (به حرفه)، انجام · der Beruf شغل، حرفه · erteilen دادن (اجازه، رسمی) · vorlesen بلند خواندن · laut بلند · klingen صدا دادن، طنین داشتن · wie مثل؛ چطور · die Musik موسیقی