bei
نزدِ، در
در داستانها
Am Montag klingelt Frau Schulz bei Neda.
دوشنبه خانم شولتس زنگ خانهٔ ندا را میزند.
Nach dem Kaufhaus gehen sie zu einem kleinen Laden bei der Post.
بعد از فروشگاه آنها به یک مغازهٔ کوچک نزدیک ادارهٔ پست میروند.
Am Montag gab sie das Paket bei der Post ab.
دوشنبه او بسته را در پست تحویل داد.
Jonas arbeitete bei einer Umzugsfirma.
یوناس در یک شرکت اسبابکشی کار میکرد.
»Bei mir war es die Hüfte«, sagte er.
«برای من لگن بود»، او گفت.
Er rief bei der Firma an und wartete zwanzig Minuten.
او به شرکت زنگ زد و بیست دقیقه منتظر ماند.