wollen
will, wollte, hat gewollt
خواستن
در داستانها
Er will eigentlich nicht, aber Samira sagt: »Du musst gehen!«
او راستش نمیخواهد، اما سمیرا میگوید: «تو باید بروی!»
»Ich will auch mehr laufen.«
«من هم میخواهم بیشتر پیادهروی کنم.»
Aber er will auch jeden Abend mit Samira spazieren gehen.
اما او میخواهد هر شب با سمیرا هم پیادهروی کند.
Sie überlegte sich den Einkauf vorher genau, weil sie nicht lange bleiben wollte.
او خرید را از قبل دقیق با خود میسنجید، چون او زیاد بماند نمیخواست.
»Willst du dich nicht darüber informieren?«
«تو نمیخواهی دربارهٔ آن اطلاعات بگیری؟»
Sie nannte ihre Kundennummer und wollte die Lieferung reklamieren: Nicht die Marke war falsch, sondern das Modell.
او شمارهٔ مشتریاش را گفت و میخواست از تحویل شکایت کند: نه برند اشتباه بود، بلکه مدل.