seufzen
seufzt, seufzte, hat geseufzt
آه کشیدن
در داستانها
»Je länger ich darüber nachdenke, desto weniger weiß ich«, seufzte Nadia.
«هرچه بیشتر دربارهٔ آن فکر میکنم، کمتر میدانم»، نادیا آه کشید.
Leas Vater seufzte.
پدر لئا آه کشید.
Farah seufzte.
فرح آه کشید.
واژههای مرتبط
bestehen قبول شدن (در امتحان) · damals آن زمان · diesmal این بار · der Frühling بهار · klingen صدا دادن، طنین داشتن · der März مارس · das Papier مدرک، کاغذ · die Prüfung امتحان · der Satz جمله · verdienen درآمد داشتن، پول درآوردن · vorsichtig محتاط، با احتیاط · die Wand دیوار