die Wand
دیوار
در داستانها
Dann hängt sie ein Bild an die Wand.
بعد او یک تابلو به دیوار آویزان میکند.
Beim Hinausgehen sah er ein Plakat an der Wand.
موقع بیرون رفتن او پوستری روی دیوار دید.
Dann zeigte sie auf ein altes Foto an der Wand.
بعد او به یک عکس قدیمی روی دیوار اشاره کرد.
واژههای مرتبط
ziehen اسبابکشی کردن، نقل مکان کردن · zum Schluss در آخر، آخر سر · das Angebot پیشنهاد · daran روی آن؛ به آن · der Frühling بهار · die Kollegin همکار (زن) · die Lampe چراغ · der März مارس · obwohl با اینکه، اگرچه · oft اغلب، بارها · der Preis قیمت · seufzen آه کشیدن