zum Schluss
در آخر، آخر سر
در داستانها
Zum Schluss kaufen sie Blumen.
آخر سر آنها گل میخرند.
Zum Schluss hängen die zwei Freundinnen die neue Lampe über den Tisch.
آخر سر دو دوست چراغ جدید را بالای میز آویزان میکنند.
واژههای مرتبط
hören شنیدن · stellen مطرح کردن (سؤال)؛ قرار دادن · eigentlich راستی، در واقع · sofort فوراً · gelb زرد · die Banane موز · die Blume گل · die Gurke خیار · das Schlafzimmer اتاق خواب · die Lampe چراغ · über بالای، روی · voll پر؛ شلوغ