واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

der Frühling

اسم · جمع: Frühlinge · A1

بهار

در داستان‌ها

Im Frühling spielt Minka wieder im Garten.

در بهار مینکا دوباره در باغچه بازی می‌کند.

Minka hat einen Termin (سطح A1)

Seit dem Frühling organisierte Emre jeden ersten Samstag im Monat ein Reparaturcafé im Gemeinderaum.

از بهار امره اولین شنبهٔ هر ماه یک کافهٔ تعمیر در سالن محله برپا می‌کرد.

Das Reparaturcafé (سطح B2)

Im Frühling zog sie um.

در بهار او نقل مکان کرد.

Oma zieht um (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

dabei همراه؛ در این میان · diskutieren بحث کردن · die Ecke گوشه · einbauen نصب کردن، کار گذاشتن · einziehen ساکن شدن، به خانه‌ای رفتن · das Ersatzteil قطعهٔ یدکی · es sei denn مگر اینکه · falls اگر، در صورتی که · das Gehäuse بدنه (دستگاه) · der Gemeinderaum سالن محله · der Großvater پدربزرگ · hinaufsteigen بالا رفتن