واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

das Gehäuse

اسم · جمع: Gehäuse · B2

بدنه (دستگاه)

در داستان‌ها

Emre öffnete das Gehäuse.

امره بدنه را باز کرد.

Das Reparaturcafé (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

lassen گذاشتن، واداشتن · leider متأسفانه · nirgends هیچ‌جا · schütteln تکان دادن · verdienen درآمد داشتن، پول درآوردن · voll پر؛ شلوغ · dunkel تاریک · die Idee ایده · sondern بلکه · alt پیر، مسن · am Ende در آخر · bringen آوردن