dunkel
تاریک
در داستانها
Die Straßen sind leer und dunkel.
خیابانها خالی و تاریک هستند.
Drinnen war es dunkel, aber auf dem Boden lag ein Brief mit ihrem Namen.
داخل تاریک بود، اما روی زمین نامهای با نام او افتاده بود.
Die Wohnungen, die er bezahlen konnte, waren klein und dunkel.
خانههایی که از پس اجارهشان برمیآمد، کوچک و تاریک بودند.
Ein Mädchen hatte einen Laptop dabei, und der Bildschirm blieb dunkel.
یک دختر لپتاپی همراهش داشت، و صفحهاش تاریک میماند.
واژههای مرتبط
stehen ایستادن · können توانستن · zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · an در، به · auf روی؛ برای (منتظر) · fragen پرسیدن · lachen خندیدن · dann بعد · kommen آمدن · im در (in + dem)