واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

fragen

فعل · A1

fragt, fragte, hat gefragt

پرسیدن

در داستان‌ها

Wirklich?«, fragt Sara.

واقعاً؟»، سارا می‌پرسد.

Die neue Wohnung (سطح A1)

»Und wo ist das Schlafzimmer?«, fragt Sara.

«و اتاق خواب کجا است؟»، سارا می‌پرسد.

Die neue Wohnung (سطح A1)

»Und das Bett?«, fragt Sara.

«و تخت؟»، سارا می‌پرسد.

Die neue Wohnung (سطح A1)

»Wer sind Sie?«, fragt Frau Weber.

«شما چه کسی هستید؟»، خانم وبر می‌پرسد.

Der erste Kurstag (سطح A1)

»Bist du auch neu?«, fragt Reza.

«تو هم تازه‌وارد هستی؟»، رضا می‌پرسد.

Der erste Kurstag (سطح A1)

Dann fragt Frau Weber zwei Männer: »Seid ihr Brüder?«

بعد خانم وبر از دو مرد می‌پرسد: «شما برادر هستید؟»

Der erste Kurstag (سطح A1)

واژه‌های مرتبط

ruhig آرام · schaffen از پس کاری برآمدن، موفق شدن · schließen بستن، تعطیل کردن · die Schule مدرسه · schützen محافظت کردن · schwierig سخت · seitdem از آن زمان؛ از وقتی که · sich beeilen عجله کردن · sich gewöhnen عادت کردن (an + Akk.)؛ عادت کردن (an) · sich interessieren علاقه‌مند بودن؛ علاقه داشتن (für) · sich melden دست بلند کردن، اعلام آمادگی کردن · sich treffen قرار گذاشتن، دیدار کردن (mit)