sich melden
meldet sich, meldete sich, hat sich gemeldet
دست بلند کردن، اعلام آمادگی کردن
در داستانها
Nasrin meldete sich.
نسرین دستش را بلند کرد.
Im Mai meldete sich Selin als Freiwillige auf dem Ökohof Lindenbach.
در ماه مه سلین بهعنوان داوطلب در مزرعهٔ ارگانیک لیندنباخ ثبتنام کرد.
واژههای مرتبط
der Kurs کلاس، دوره · lagern انبار بودن، نگهداری شدن؛ نگهداری کردن، انبار کردن · das Land کشور · der Mai ماه مه · der Ökohof مزرعهٔ ارگانیک · reif رسیده · schützen محافظت کردن · schwierig سخت · sich gewöhnen عادت کردن (an + Akk.)؛ عادت کردن (an) · sparen صرفهجویی کردن · die Sprache زبان · stören اذیت کردن، مزاحم شدن