واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

der Mai

اسم · جمع: Maie · B1

ماه مه

در داستان‌ها

Im Mai meldete sich Selin als Freiwillige auf dem Ökohof Lindenbach.

در ماه مه سلین به‌عنوان داوطلب در مزرعهٔ ارگانیک لیندنباخ ثبت‌نام کرد.

Ein Wochenende auf dem Hof (سطح B1)

»Früher war der Mai nass.

«قدیم‌ها ماه مه بارانی بود.

Ein Wochenende auf dem Hof (سطح B1)

An einem Samstag im Mai wanderte Nasrin zum dritten Mal mit Ilkas Gruppe.

یک شنبه در ماه مه نسرین برای سومین بار با گروه ایلکا کوه‌پیمایی کرد.

Auf dem Gipfel (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

natürlich البته، طبیعتاً · oben بالا · die Pause زنگ تفریح، استراحت · schicken فرستادن · schwer سنگین · die Schwester خواهر · die Hand دست · ins به (in + das) · kaputt خراب، از بین رفته · das Kind کودک · oder یا؛ نه؟ · schauen نگاه کردن