واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

kaputt

صفت · A1

خراب، از بین رفته

در داستان‌ها

»Die Heizung ist kaputt«, sagt Mina.

«شوفاژ خراب است»، مینا می‌گوید.

Kuku Sabzi für alle (سطح A1)

»Mein Handy ist vom Tisch gefallen, und der Bildschirm ist kaputt.

«موبایلم از روی میز افتاد، و صفحه‌اش خراب است.

Ein Samstag in Hamburg (سطح A2)

Ich habe dir nicht geschrieben, weil mein Handy kaputt war.«

من به تو پیام ندادم، چون موبایلم خراب بود.»

Ein Samstag in Hamburg (سطح A2)

»Weil mein Fahrrad kaputt war«, sagt Kian.

«چون دوچرخه‌ام خراب بود»، کیان می‌گوید.

Kian ist müde (سطح A2)

Aber sie ist leider kaputt.

اما متأسفانه خراب است.

Auf dem Flohmarkt (سطح A2)

»Wenn er kaputt ist, wird hier nichts mehr angebaut.

«اگر آن از بین برود، اینجا دیگر چیزی کاشته نمی‌شود.

Ein Wochenende auf dem Hof (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

anrufen زنگ زدن · lange مدت زیادی · schreiben نوشتن · sollen باید؛ قرار بودن؛ باید (توصیه) · sofort فوراً · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · wollen خواستن · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · müssen باید، مجبور بودن · die Woche هفته