die Pause
زنگ تفریح، استراحت
در داستانها
Wann ist die Pause?«
زنگ تفریح کی است؟»
Die Pause ist jetzt.
زنگ تفریح الان است.
In der Pause zeigt Kian Fotos.
در زنگ استراحت کیان عکسهایی نشان میدهد.
In der Pause fragt Jonas: »Was machst du eigentlich in der Nacht?«
در زنگ استراحت یوناس میپرسد: «راستی تو شبها چه میکنی؟»
In den Pausen erzählte ein Kollege gern Witze.
در زنگهای تفریح یک همکار با علاقه جوک تعریف میکرد.
»Mach doch mal eine Pause«, sagte Ilka, als Nasrin schwer atmete.
«یک کم استراحت کن دیگر»، ایلکا گفت، وقتی نسرین به نفسنفس افتاده بود.
واژههای مرتبط
lernen یاد گرفتن، آموختن · der Montag دوشنبه · die Stunde ساعت · beim موقعِ (bei + dem) · die Uhr ساعت · die Wohnung آپارتمان، خانه · zusammen با هم · groß بزرگ · klein کوچک · lesen خواندن · die Mutter مادر · um ساعتِ (برای گفتن ساعت)