zusammen
با هم
در داستانها
Zusammen kosten sie drei Euro.
روی هم آنها سه یورو قیمت دارند.
»Wir haben zusammen eine Wohnung.«
«ما با هم یک آپارتمان داریم.»
Sie lernen zusammen Deutsch.
آنها با هم آلمانی یاد میگیرند.
»Dann gehen wir zusammen spazieren«, sagt Samira.
«پس ما با هم پیادهروی میکنیم»، سمیرا میگوید.
»Am liebsten war ich mit dir zusammen.«
«بیشتر از همه دوست داشتم با تو باشم.»
Mittags aßen sie zusammen in der Kantine und redeten über Fußball.
ظهر آنها با هم در غذاخوری غذا خوردند و دربارهٔ فوتبال حرف زدند.