lesen
liest, las, hat gelesen
خواندن
در داستانها
Sie trinkt Kaffee und liest die Zeitung.
او قهوه مینوشد و روزنامه میخواند.
Aber er kann die Karte nicht lesen.
اما او منو را نمیتواند بخواند.
Ich lese jeden Abend bis Mitternacht.«
من هر شب تا نیمهشب کتاب میخوانم.»
Frau Berger interessierte sich sofort für das Gemüse vom Hof, während sie den Zettel las.
خانم برگر همانطور که او یادداشت را میخواند، فوراً به سبزیجات آن مزرعه علاقهمند شد.
Nadia las die Nachricht dreimal.
نادیا پیام را سه بار خواند.
Sie tranken Tee und lasen den Brief zusammen.
آنها چای نوشیدند و نامه را با هم خواندند.