واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

der Montag

اسم · جمع: Montage · A1

دوشنبه

در داستان‌ها

Am Montag beginnt die Arbeit früh.

روز دوشنبه کار زود شروع می‌شود.

Kians Montag (سطح A1)

Am Montag klingelt Frau Schulz bei Neda.

دوشنبه خانم شولتس زنگ خانهٔ ندا را می‌زند.

Minka hat einen Termin (سطح A1)

Am Montag sitzt Samira wieder im Deutschkurs.

روز دوشنبه سمیرا دوباره سر کلاس آلمانی نشسته است.

Samiras Wochenende (سطح A2)

Am nächsten Montag ist Samira ein bisschen böse.

دوشنبهٔ بعد سمیرا کمی دلخور است.

Ein Samstag in Hamburg (سطح A2)

Am Montag kommt er zehn Minuten zu spät.

دوشنبه او ده دقیقه دیر می‌آید.

Kian ist müde (سطح A2)

Lukas hat seit Montag Rückenschmerzen.

لوکاس از دوشنبه کمردرد دارد.

Lukas muss zum Arzt (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

arbeiten کار کردن · neu جدید · sehen دیدن · von از · aus از، اهلِ · wie مثل؛ چطور · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · schon حالا دیگر، قبلاً · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · so این‌طور، چنین؛ چه (تعجب) · wieder دوباره