der Montag
دوشنبه
در داستانها
Am Montag beginnt die Arbeit früh.
روز دوشنبه کار زود شروع میشود.
Am Montag klingelt Frau Schulz bei Neda.
دوشنبه خانم شولتس زنگ خانهٔ ندا را میزند.
Am Montag sitzt Samira wieder im Deutschkurs.
روز دوشنبه سمیرا دوباره سر کلاس آلمانی نشسته است.
Am nächsten Montag ist Samira ein bisschen böse.
دوشنبهٔ بعد سمیرا کمی دلخور است.
Am Montag kommt er zehn Minuten zu spät.
دوشنبه او ده دقیقه دیر میآید.
Lukas hat seit Montag Rückenschmerzen.
لوکاس از دوشنبه کمردرد دارد.
واژههای مرتبط
arbeiten کار کردن · neu جدید · sehen دیدن · von از · aus از، اهلِ · wie مثل؛ چطور · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · schon حالا دیگر، قبلاً · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · so اینطور، چنین؛ چه (تعجب) · wieder دوباره