von
از
در داستانها
»Der Tisch ist von Oma«, sagt Mina.
«میز مال مادربزرگ است»، مینا میگوید.
Das sind Tim und Lea von nebenan.
اینها تیم و لئا از خانهٔ بغلی هستند.
»Die Karte ist von Lukas«, sagt Samira.
«کارت از طرف لوکاس است»، سمیرا میگوید.
»Dann sag ihm vielen Dank von mir!«
«پس از طرف من به او خیلی ممنون بگو!»
»Von sieben bis zehn Uhr.«
«از ساعت هفت تا ده.»
»Gut«, sagt er, »aber das Ghormeh Sabzi von deiner Mutter ist besser.«
«خوب است»، او میگوید، «اما قورمهسبزی مادرت بهتر است.»
واژههای مرتبط
die Tochter دختر (فرزند) · trainieren تمرین کردن · der Übersetzer مترجم · überweisen واریز کردن (پول) · unbedingt حتماً · unfreundlich بیادب، نامهربان · unten پایین · unterwegs بیرون، در راه · der Verkäufer فروشنده · die Verkäuferin فروشنده (مؤنث) · die Versicherung بیمه · vielen Dank خیلی ممنون