واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

unterwegs

قید · B1

بیرون، در راه

در داستان‌ها

Lea aß unter der Woche meistens in der Kantine oder unterwegs.

لئا در طول هفته بیشتر در غذاخوری یا بیرون غذا می‌خورد.

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)

Unterwegs erzählte Nasrin von den Bergen um Schiras.

در راه نسرین از کوه‌های اطراف شیراز تعریف کرد.

Auf dem Gipfel (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

zeigen نشان دادن · wollen خواستن · von از · aus از، اهلِ · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · wie مثل؛ چطور · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن · schon حالا دیگر، قبلاً