machen
macht, machte, hat gemacht
کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن
در داستانها
»Was machen Sie in Leipzig?«
«شما در لایپزیگ چه کار میکنید؟»
Jetzt mach die Pfanne heiß.
حالا ماهیتابه را داغ کن.
Mach das bitte noch einmal, Sara!«
«سارا، لطفاً این را یک بار دیگر درست کن!»
Ihr Nachbar Lukas fragt: »Was hast du am Wochenende gemacht?«
بغلدستیاش لوکاس میپرسد: «تو آخر هفته چه کار کردی؟»
Dann habe ich Hausaufgaben gemacht und am Abend einen Film gesehen.«
بعد من تکالیفم را انجام دادم و شب یک فیلم دیدم.»
»Ich habe gar nichts gemacht.
«من اصلاً هیچ کاری نکردم.
واژههای مرتبط
weglegen کنار گذاشتن · weit دور · weiter همچنان، ادامه · wesentlich اساسی، مهم · wichtig مهم · als از (در مقایسه) · die Anerkennung به رسمیت شناختن، ارزشیابی · der Anfang شروع · das Angebot پیشنهاد · die Anzeige آگهی · die Apothekerin داروساز (زن) · aufschreiben نوشتن، یادداشت کردن