واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

weiter

قید · B1

همچنان، ادامه

در داستان‌ها

Deutsch lernte sie weiter, bis es sich wie ihre eigene Sprache anfühlte.

آلمانی را او همچنان یاد می‌گرفت، تا وقتی که مثل زبان خودش حس شد.

Meine Sprachen (سطح B1)

Ein paar Wochen später besichtigten sie eine Wohnung im Erdgeschoss, nur zwei Straßen weiter.

چند هفته بعد آن‌ها یک آپارتمان در طبقهٔ همکف، فقط دو خیابان آن طرف‌تر، را دیدند.

Oma zieht um (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

das Haus ساختمان، خانه · die Woche هفته · viel خیلی · nur فقط · auch همچنین، حتی · stehen ایستادن · noch هنوز · der Tag روز · können توانستن · zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع)