noch
هنوز
در داستانها
Am Ende fragt Frau Weber: »Habt ihr noch Fragen?«
در پایان خانم وبر میپرسد: «شما باز هم سؤال دارید؟»
Aber sie braucht noch Zucker und Eier.
اما او هنوز شکر و تخممرغ لازم دارد.
Ihre Kinder sind noch klein.«
بچههایش هنوز کوچک هستند.»
»Wir haben noch Reis und Tomaten.«
«ما هنوز برنج و گوجهفرنگی داریم.»
Der Verkäufer gibt ihnen noch eine Karte.
فروشنده یک کارت هم به آنها میدهد.
Viele Kisten stehen noch im Flur.
هنوز جعبههای زیادی در راهرو هست.
واژههای مرتبط
hier اینجا · die Tür در · die Uhr ساعت · die Wohnung آپارتمان، خانه · zusammen با هم · bekommen دریافت کردن · groß بزرگ · klein کوچک · lesen خواندن · die Mutter مادر · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · der Mann شوهر؛ مرد