der Mann
شوهر؛ مرد
در داستانها
Ein Mann verkauft Eier und Brote.
مردی تخممرغ و نان میفروشد.
Der Mann hat auch Kuchen.
مرد کیک هم دارد.
Dann fragt Frau Weber zwei Männer: »Seid ihr Brüder?«
بعد خانم وبر از دو مرد میپرسد: «شما برادر هستید؟»
Ihr Mann heißt Reza.
اسم شوهرش رضا است.
»Und der Mann mit dem Hund?«
«و آن مرد با سگ؟»
Zwei Männer tragen es in die Wohnung.
دو مرد آن را به داخل آپارتمان میبرند.