die Tür
در
در داستانها
Heute klingelt es an der Tür.
امروز کسی زنگ در را میزند.
Zwei Kinder stehen vor der Tür.
دو بچه جلوی در ایستادهاند.
Am Montagmorgen fand Lena einen alten Schlüssel vor ihrer Tür.
دوشنبه صبح، لنا یک کلید قدیمی جلوی در خانهاش پیدا کرد.
Die Tür öffnete sich ohne ein Geräusch.
در بدون هیچ صدایی باز شد.
Lukas macht die Tür auf.
لوکاس در را باز میکند.
»In der Kiste neben der Tür«, sagt Mina.
«در جعبهٔ کنار در»، مینا میگوید.
واژههای مرتبط
zusammen با هم · groß بزرگ · klein کوچک · lesen خواندن · die Mutter مادر · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · der Mann شوهر؛ مرد · der Samstag شنبه · der Herr آقا · liegen قرار داشتن، بودن · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · sehr بسیار