واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

der Samstag

اسم · جمع: Samstage · A1

شنبه

در داستان‌ها

Heute ist Samstag.

امروز شنبه است.

Auf dem Markt (سطح A1)

»Möchtest du am Samstag wieder Kuchen essen?«, fragt er.

«تو شنبه دوباره می‌خواهی کیک بخوری؟»، او می‌پرسد.

Im Café (سطح A1)

»Am Samstag habe ich lange geschlafen.

«شنبه من تا دیروقت خوابیدم.

Samiras Wochenende (سطح A2)

»Nächsten Samstag koche ich wieder«, sagt Samira.

«شنبهٔ بعد من دوباره آشپزی می‌کنم»، سمیرا می‌گوید.

Samiras Wochenende (سطح A2)

»Lukas, du bist am Samstag nicht gekommen!

«لوکاس، تو شنبه نیامدی!

Ein Samstag in Hamburg (سطح A2)

»Ich bin am Samstag nach Hamburg gefahren.

«من شنبه به هامبورگ رفتم.

Ein Samstag in Hamburg (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

schreiben نوشتن · sollen باید؛ قرار بودن؛ باید (توصیه) · sofort فوراً · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · wollen خواستن · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · müssen باید، مجبور بودن · die Woche هفته · nach به (مقصد)؛ برای · der Tag روز