nach
به (مقصد)؛ برای
در داستانها
»Ich bin am Samstag nach Hamburg gefahren.
«من شنبه به هامبورگ رفتم.
»Und wann bist du nach Hause gekommen?«, fragt Samira.
«و تو کی به خانه برگشتی؟»، سمیرا میپرسد.
Um elf Uhr gehen die Gäste nach Hause.
ساعت یازده مهمانها به خانه میروند.
Nach dem Kaufhaus gehen sie zu einem kleinen Laden bei der Post.
بعد از فروشگاه آنها به یک مغازهٔ کوچک نزدیک ادارهٔ پست میروند.
Am Bahnhof fragt Sara einen Mann: »Können Sie mir sagen, wann der Zug nach Rostock fährt?«
در ایستگاه سارا از یک مرد میپرسد: «میتوانید به من بگویید قطار روستوک کی حرکت میکند؟»
Am Wochenende fahren sie mit dem Zug nach Bonn.
آخر هفته آنها با قطار به بن میروند.
واژههای مرتبط
werden فعل کمکی زمان آینده (خواهم، خواهی، خواهد) · wirklich واقعاً · das Wort کلمه · der Zettel یادداشت · alt پیر، مسن · beginnen شروع شدن · besuchen به دیدن رفتن · bringen آوردن · darüber دربارهٔ آن · das Ei تخممرغ · einmal یک بار · das Ende پایان