واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

wirklich

قید · A1

واقعاً

در داستان‌ها

Wirklich?«, fragt Sara.

واقعاً؟»، سارا می‌پرسد.

Die neue Wohnung (سطح A1)

»Jetzt ist die Wohnung wirklich ein Zuhause«, sagt Sara.

«حالا آپارتمان واقعاً یک خانه است»، سارا می‌گوید.

Wo ist Zafran? (سطح A2)

Wesentlich war für sie nur eine Frage: Was passt wirklich zu ihm?

برای او فقط یک سؤال اساسی بود: چه چیزی واقعاً به او می‌خورد؟

Fünf Euro mehr (سطح B1)

»Stell dir vor, ich hätte die Kaution wirklich überwiesen«, sagte er.

«فکرش را بکن، اگر واقعاً ودیعه را واریز کرده بودم»، او گفت.

Was wäre gewesen, wenn … (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

der Teppich فرش · um به اندازهٔ (در مقایسه) · unterschreiben امضا کردن · der Verbraucher مصرف‌کننده · die Verbraucherzentrale مرکز مشاورهٔ مصرف‌کنندگان · vereinbaren قرار گذاشتن، وقت گرفتن · die Vergangenheit گذشته · vergleichen مقایسه کردن · verlangen مطالبه کردن، خواستن · verschieden مختلف · verzweifelt ناامید، درمانده · der Vortrag سخنرانی