der Zettel
یادداشت
در داستانها
Im Februar hing ein Zettel an der Tür des Gemüseladens.
در فوریه یادداشتی به درِ مغازهٔ سبزیفروشی آویزان بود.
Frau Berger interessierte sich sofort für das Gemüse vom Hof, während sie den Zettel las.
خانم برگر همانطور که او یادداشت را میخواند، فوراً به سبزیجات آن مزرعه علاقهمند شد.
Darin lagen Karotten mit Erde, Äpfel und ein Zettel: »Diese Woche vom Hof Meyer.
داخل آن هویج با خاک، سیب و یادداشتی بود: « این هفته از مزرعهٔ مایر.
Mara stand vor dem Krankenhaus und las den Zettel noch einmal.
مارا جلوی بیمارستان ایستاده بود و یادداشت را یک بار دیگر خواند.
Auf dem Zettel hatte sie alles abgehakt.
روی یادداشت او همه چیز را تیک زده بود.
Am Montag hing ein Zettel an der Wohnungstür.
دوشنبه یادداشتی روی درِ آپارتمان آویزان بود.